الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

262

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اينكه مردمش را گرفتار ناراحتيها و بلاها ساختيم ، تا كمى به خود آيند و دست از طغيان و سركشى بردارند و به سوى آن كس كه همه نعمتها از وجودش سرچشمه مىگيرد بازگردند « ( * ( وَما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ ) * ) . و اين به خاطر آن است كه مردم تا در ناز و نعمتند كمتر گوش شنوا و آمادگى براى پذيرش حق دارند اما هنگامى كه در تنگناى مشكلات قرار مىگيرند و نور فطرت و توحيد آشكارتر مىگردد ، بى اختيار به ياد خدا مىافتند و دلهايشان آماده پذيرش مىگردد ، ولى اين بيدارى كه در همه يكسان است در بسيارى از افراد زودگذر و ناپايدار است و به مجرد بر طرف شدن مشكلات بار ديگر در خواب غفلت فرو مىروند ولى براى جمعى نقطه عطفى در زندگى محسوب مىشود و براى هميشه ، به سوى حق باز مىگردند ، و اقوامى كه در آيات گذشته از آنها سخن گفته شد ، جزء دسته اول بودند ! لذا در آيه بعد مىگويد : هنگامى كه آنها در زير ضربات حوادث و فشار مشكلات تغيير مسير ندادند و هم چنان در گمراهى خود باقى ماندند ، ما مشكلات را از آنها برداشتيم و به جاى آن گشايش و نعمت قرار داديم ، تا آنجا كه بار ديگر زندگانى آنها رونق گرفت و كمبودها به فزونى تبديل شد و مال و نفرات آنها فراوان گرديد ( * ( ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا ) * ) . « عفوا » از ماده « عفو » است كه گاهى به معنى كثرت و زيادى آمده و گاهى به معنى ترك كردن و اعراض نمودن و گاهى نيز به معنى محو آثار چيزى كردن ، ولى بعيد نيست كه ريشه همه آنها همان ترك كردن بوده باشد ، منتها گاهى چيزى را به حال خود رها مىكنند تا ريشه بدواند و توالد و تناسل كند و افزايش يابد ،